بديع الزمان فروزانفر
262
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
از نوع قلاب دوزى بر روى منسوجات رسم مىكنند كه در هر دو حالت نقش مقهور قلم و سوزن نگارگر است و در اندازه و رنگ و زشتى و زيبايى خود تصرف و اختيارى ندارد همچنين انسان را خدا بدست خود ساخته است و هر چه در وى نهاده و هر رنگى كه برو ريختهاند بىاختيار و انتخاب او بوده است و معلوم نيست كه اگر اختيار مىداشت زندگى را با اين همه دشوارى بر نيستى ترجيح نمىداد خاصه كه فرض اختيار براى چيزى درست است كه وجود يافته و اراده داشته باشد ولى نسبت به چيزى كه تمام جزئيات هستى او را قبل از حصول و ظهور اختيار ساختهاند و از نيستى مطلق هستى بخشيدهاند تصور مختار بودن فرضى غلط و پندارى محض است و بر اين مقدمه ، واضح است كه زشتى و زيبايى و ضعف و قدرت انسان مربوط به خود وى نيست و همهى اين آثار و مقدمات و مبادى آنها صنع نقاش ازل و نگارندهى آفرينش است و اگر به ظاهر اختيارى به نظر مىآيد آن نيز زادهى مقدماتى است كه بيرون از اختيار آدمى است از آن جهت كه كيفيات وجود و استعداد امرى غير اختيارى است . تو ز قرآن باز خوان تفسير بيت * گفت ايزد ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ اشاره است به آيهى : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى . ( الانفال ، آيهى 17 ) كه معتزله و شيعه مىگويند كه پرانيدن تير و يا افشاندن خاك در حقيقت عمل حضرت رسول ص بود ولى چون حق تعالى او را تاييد كرد و يا اثرى شگفت در فعل او نهاد اين عمل به اعتبار حس و در واقع از پيغمبر ص بود ولى به لحاظ تاييد يا اثر ، فعل الهى بود و اشعريه آن را دليل مىگيرند بر اينكه اعمال بندگان آفريدهى خداست و بشر ، كاسب فعل است بدين معنى كه در وقت حصول داعى فعل ، اراده حق تعالى فعل را بر دست بنده جارى مىكند پس بشر واسطه يا محل حصول فعل است نه موجد آن و مىگويند كه نفى فعل درين آيه